سه شنبه ۰۴ فروردین ۰۵

آرشیو آبان ماه 1402

شعر چگونه هم می‌میراند هم زنده می‌کند؟

ایالت متحده بانو

۲۶ بازديد

"ایالت متحده بانو "

این تومار گزینشی از اوراق اوهامی است که در قالب مستندی نوشتاری به شکل یک مجموعه‌ی پراکنده مینویسم ، صاحب ‌اثر آن خدای محبوبی است که در اندام زنانه، پیامبرانه مرا مجذوب می‌کند.


| دریا | 1
دورت بگردم، آبی می‌پوشی و دریا میشی
میخندی و هربار شبیه تر به خدا میشی

| رشت | 2
تو که چمدون‌ جمع میکنی
جاده‌ی قم، چالوس میشه
اتوبان کرج مست میکنه
عوارضش دو تا بوس میشه

| استخراج معدن | 3
اگر که تو فقط در خواب باشی
یا که واقعیتی از سراب باشی
با همین قلب نصفه و رها شده
تو رو تا مرز بودن میرسوندم
اما سراب تکامل بودن بود

طلوعی که میل به غروب داره
پیغمبری که هوس مشروب داره
توی آیه‌های سوره‌ی العشق
اسمتو ذکر بین آیه میخوندم
با اینکه مصلحت به نخوندن بود

مثل گنجشک‌های از آسمان خسته
انتخاب جبر بود قفس با پَر بسته
از قافیه‌ی حسم رو عروضی قلبت
مُتمم و صفت ، گذاره میسُرودم
این عشق استخراج معدن بود

هیاهوی در سکوت‌ها یعنی : ما
ارتباط بین انتظار و برنگشتن‌ها
توی درصد قابل توجه‌ی آمارها
سقف هر نمودار میگنجیدم
این از خاطره‌ها زخم چیدن بود

| مسئله‌ی تو | 4
آخرین رکعت از نماز های متداول
مسئله‌ی تو بود نه خواسته‌ی دلم
بحث باز کردن روزه با لبان تو
خودت بگو قبولم یا که باطلم
من زن‌پرستم، ثقل ادیان تویی
از وقتی نزول کرده‌ایی در مقابلم
خیره به سطرِ لبانِ همیشه ساکتت
چنان که از گذر زمان غافلم
شعر خودش هم نمی‌داند چیست!
من هم نمی‌دانم کجای شعر وِلم
وِل: شبیه موهای رهای تو درون باد
باد: شبیه خودِ من که ناقابلم

| نون و نمک | 5
نون و نمکِ لبت را مثال طعام برای افطار کنار گذاشته‌اَم
تو فقط قصد آمدن داشته باش برایت قطار کنار گذاشته‌اَم
در دولت مرد خبری از حصر عاطفه در کمین وحشت نیست
من بجای تصاحب کردنت یک خیابان فرار کنار گذاشته‌اَم
یک نگاه در دنیای مجاز، به چه شیوه‌ایی تعریف می‌شود؟
کجایی که بیایی ببینی برایت قشونی اقتدار کنار گذاشته‌اَم

| امام | 6
در مدحِ بوسه‌‌‌اَت روضه‌‌ ها شنیده‌اَم
از مستضعفانی که برایشان طعام بود
گفتند اولین استجابتیه که حرام بود
گفتم  اولین زنی‌ است که امام بود

| چشم‌های آکوستیک | 7
طعم زخم از دهانی که غمگین نفس میکشه
اول آهِ غلیط قورت میده بازدَم سپس میکشه
سراسر، تقارنیِ از خشم تِم اَبروهای کلاسیکت
پسر مرد میکنه اون دوتا چشم‌های آکوستیکت

| نجیب زاده | 8
چشمت تمثیل وقار وُ نگاهت خودِ حیا
به هر کجا که می‌نگرم نجیب‌ زاده‌ایی
رویت چنان آسمان وُ مویت چنان جنگل
تو سیب اول تاریخ که الان افتاده‌ایی

| ... | 9
میخندی وُ خنده‌ت، توی سطح شهر مُد میشه
تو یه پارچه ماه‌ایی، که آذر متولد میشه ... .

| مسئله‌م | 10
مسئله‌م، بحث‌م، همه‌ی پرسش‌هام
واقعیتی بود: دور از توهم وُ اُوهام
فلسفه‌ت، فهم‌ت، اون چِشای چالاک
اون نگاهِ گرم‌ت، نعشه تره از تریاک

| نثر | 11
اگر به توافق برسیم که "دوری" یک زیان نیست و می‌تواند محرکه انگیزه باشد، شاید به این نتیجه برسیم که ما بجای ناله‌سُرایی از فاصله‌ها، از کمبودها شیره‌ی خلاقیت بگیریم و این بازندگی را هم خرج علاقه کنیم. 

| مطالبه گری | 12
بدون واسطه وسطِ جمعیت
ببوس منو اگه مطالبه گری
من پاسخگوی اون نگاهِ تازه‌‌تم
جوابتو بعداً میدم با دلبری


| انتزاعی | 13
سبکِ تاثیرتو این همه انتزاعی نکن
یه متن مسجع‌اَم، منو رباعی نکن
تهاجم موضوع رو توی خودم دیدم
این همه یقین به شک، تداعی نکن

| تشکیل آغوشت | 15
مقاله نوشتن از چگونگی تشکیل آغوشت
بوسه‌ی دور من به آدرس لطافت بناگوشت
یا رساله‌‌‌‌ایی که نوشتم از استخون تَرقوه‌ت
همه‌ی کارهای نکرده‌ فراموشم فراموشت

| خدا | 16
تو شعر میشوی
به وقتِ ایستادن به روی قِبله
چه شعر زیبایی:
خدا برای خدا ، قُله مقابل قُله

| آزادی | 17
مثال گل بودم میانه‌ی باغ
چیدی مرا برای گلدانت
از خشک شدنم لذت میبُردی

تمام باغ به رشد و رویشن
تنها منم که شهید تو شدم
راستی تو به آزادی میخوردی؟

| ییلاق | 18
در مسیرِ بولدوزرِ انگشت‌های من
تراکم موهای تو آباد و آباد تر 
شکلِ عشایر‌ا، هی ییلاق میکنم
در کوهپایه‌‌‌های عشقت در به در

| تَغافُل | 19
پرده و پنجره یعنی که کسی می‌خواهد
پشت چین‌های تَغافُل به خودش فکر کند

| جستجوی ما | 20
حرمت نگه‌دار قبل رفتن چیزی نگو
بذار بوسه آخرین گفتگوی ما باشه
برای پیدا کردن هم نیاز به دیدن نیست
اگر که شعر من جستجوی ما باشه

| آب و هوات | 21
نفس‌هامو عمیق میکشم میفرستم برات
دغدغه‌ی ریه‌هام شده کیفیتِ آب و هوات

| ماه | 22
وقتایی که لباسات خوب نیست
آرایشت کمه، حس میکنی بَدی
ماه تر از ماه‌ایی، زیبای بی‌رقیب
تو ناز کشیدنی‌ترین زن تا اَبدی

| مقاله نویسی | 23
بوسه‌ رو جغرافیای کشاقوسِ بناگوشت
تعلیقِ جسم من بروی اِنحناهای آغوشت
باز کردن افطار با لب‌های تو قبلِ اذان
 
حس جامعه‌شناسی از درک متون نگات
یاد بودِ آثار باستانی توی حالت چشات
لب‌هات شکل جدیده طعامه بجای نان
 
مقاله‌نویسی از چرایی پیشا تشکیل تو
پیشرفت من در گِروی پروژه تکمیل تو
الگوی بی‌مانندی برای توسعه‌ی زنان

| موهات | 25
 موهاتو  باز کن
به خیابون حس سیاسی بده
کوچه به کوچه
درس زن شناسی بده

| آیینه | 26
تو اتحاد واژه‌هایی
با تو شعر بی‌شماره
آیینه‌ء رو به روی تو
مملو از ماه و ستاره

| • _ • | 27
تو در سطحی‌ترین رفتارت
جزئیات داری
توی بلندترین گفتگوها
مختصر هستی ❤️

28
تحلیل ابراز علاقه‌ی مجدد من از نو
یعنی کُشتن من توُ نقطه‌ی کور از تو

29

از غزل تا بغل دو تا بیت مانده
شوق اتمام شعر دارم
تا بغلطی در آغوشم

30
تو تهاجمی سنگی
من تدافع شیشه
.

31
د
ر مدح آغوشت روضه‌ها شنیده‌اَم
از مستضعفی که برایش طعام شد
گفتم: اولین زنی هستی که امام شد
گفتی: اولین استجابتت حرام شد
از قلب که در چپِ سینه‌اَم مُدام
از آغوش تو مصرف میکند طعام
تا باز کردن روزه با لبان تو قبلِ اذان
تو الگوی بی‌مانندی برای توسعه زنان
چشماتو کشیدم رو تابلوی ایست
یادِ تو اقدام علیه امنیت ملی‌ست

32
سیاهیِ خطِ چِشت
روشنیِ مویِ مِشت
زیبای متضادی تو
 
 33
من رودخانه‌ایی هستم
که بجای رفتن به دریا
عاشقانه در جای خودش ایستاد
تا جلگه شود
جلگه‌ها
شکل عاشق شده‌ی 
رودخانه‌ها هستن.

34
 تا تو از خونه‌تون بیرون میای
خیابونا از دیدنت حَض میکنن
تا از تهران دور شدی اخبار گفت
دارن پایتخت رو عوض میکنن

35

مانع‌ شدی ، مَنع کردی
تا غرق‌تر نشم ،
توی قلبِ پنهونِ پشتِ سینه‌هات
امّا قلبِ منو ؛
مثل گُل‌سر زیر روسریت
سنجاق کن به قسمتِ ‌مِش‌خورده‌ی موهات

36
از مسیر ماتیک مونده‌ت روی بطری دهنی‌ت
میتونم مست کنم با بقیه‌ی آب معدنی‌ت

37
دو برکه‌ی‌ بِکر ِ
چِشای روشنت
چنگیزکُشَن مُدام
 
تو حرف میزنی
از پشت عکسی که
فرستادی برام -_-
 
38
 مراعات کن موقعه‌ی آرایشت
زیبایی رو انقد زیبا تر نکن ...
خوب رو اینهمه عالی نمیکنن
حیرت‌انگیز بودنتو بیشتر نکن

39
اجازه هست از هر جنبه درون تو فنا بشوم ؟
به زنانگی و زن بودنِ تو مُبتلا بشوم ...

40
از اشک‌هام بسازم دریا
تنمو بکنم قایق
دیگه میتونم بدزدمت
به مقصد باد موافق

41
تو اصلا نگاه میندازی به دور و بَرت !
دیدی یه خاورمیانه جنگ شده سرت؟
مساحت وجودت تعریف جغرافیای وطن ِ
صنعت چشمات تسلیحات نظامی میهن ِ
"تو کشور شعورمی نه شهری از شعار"
من مدافع حرم تواَم همین گوشه کنار

42
رد ناخون
رو تن خاطره‌هاست
عشق من
معلم فاصله‌هاست

43
الان کی کشف میکنه تو رو !
میدونه که شکستنی هستی؟
فهمیده حساسی، لِم داری ؟
میفهمه وقتی نگات غروب‌حاله
خونریزی از دهانه‌ی رَحِم داری!
تا به حال رد انگشتاتو رو آینه
چسب پهن زده واسه یادگاری ؟

44
دلتنگ نگاهت میکنم ای ماه
تو را غلیظ مصرف میکنم
عمیق میکشم تو را ای "آه"

45
دوستت دارم به غایت
شب بخیر تا بی‌نهایت.

46
حس من به تلخیِ فاصله‌ها باج نمیده
کِدر نمیشه
با اینکه هیچ‌کس به منتظر تاج نمیده
وطنِ من
مامور که به خاکش اجازهِ حراج نمیده
دفاع میکنه
به حسِ ‌بی‌نیازی تو حسِ احتیاج نمیده

47
حالا یک میسکال بدون سیویی
تو غروب بِلک‌ لیست گوشیم
اسم‌تو هیدن کردم از اِستوریم
تا که تکمیل‌تر بشه فراموشیم

بَک میدی تا که بررسی بکنن
چی‌ها رو؟ اندام یا که قلبت؟
سر هر لایک انرژی هدر میدی
تایید میکنی یا میکنن سلبت؟

از همین دورا هر شبِ عملیات
هر کی هست و مونده رو باهم
بازرسی کنم هرکی مدعیته ؟
ببینم کی میمونه بگه همراتم؟

با اینکه رو قبر خالی گریه کردم 
اما بازم پاره‌تنی مثه ناموسی
ولی خیلی نامحرم‌تری الان...
تو رو با استیکر میکنن روبوسی

| آذر ماه | 48
من گمنام سرزمینی‌اَم که
معنی مقاومتش تو باشی
توی بحث‌های جدی ذهنم
تو فلسفه، مابقی حواشی

غیر تو هیچ‌چیز و هیچ‌کس
دیگه واسه‌ی من زیبا نیست
شعر نوشتن از چشم‌های تو
تجلیل از آثار ملی‌ست... .

49
لعنت به هر نُطفه‌ایی که توی آبان متولد شد
نفرین به هر مردی که احساسش ناشد، شد

50
فدای سرت
فدای سرت
فدای سرت
فدای سرت

فدای سرت
فدای سرت

60
من هی بغض بعد از هر دستگیری
تماشای چی؟ چه منظره‌ی دلگیری
حس بی‌مادری در حین بازجویی
چشما به هم میگن چه مأموریی!
چشما خرابم میکنن با هر نگاهی
ازم مسیر میخوان به سمت رهایی
من نیمه شب پشتِ ترک‌بند آپاچی
معترض اگه پیچید علیرضا نپیچی
علیرضا وطن دفاع میخواد، دفاع
معترض با ما وداع میخواد، وداع
جنون کُلت داغه ولی وجودم سرد
مرد موندن توی این زمونه‌ی نامرد
از فکر تو گریه میکنم برای خاطرات
نفس بده هوا کمه وسطِ تظاهرات

ع‌ق
۴ ۰